خرید بک لینک
من

حریم معنوی

شب قدر

و یک دنیا حرف با خدا یک دنیا دلتنگی

نمیدانم دلنوشته من برای تو چقدر معنی و مفهوم داره اما میدانم تو هم حس عجیبی داری در این شبهای مبارک و غمگین از دوریه علی

من و قلب تاریک شده ام در این چند سال اخیر زندگیم و باز منو شب قدر

من قدرش را نمیدانم اما خداوند باز مرا دعوت کرد

تو را نمیدانم در کجای این سرزمین رفته ای و گوشه ای خلوت گذیدی

اما من صدایش زدم میدانم این صدا مدتی طول نخواهد کشید که باز بار گناه ره توشه راهم خواهد بود اما من شقایق هرگز ناامید نخواهم شد

من دعا خواهم کرد نه برای این دنیا برای آرامش قلبم برای دگرگونی های نفسم

خانم های کنار من حرف میزند ...

نوجوانهای کنار حرف می زدند ...

کودکان کنار من حرف می زدند ....

من هم حرف می زدم ...

آری من با معبود حرف می زدم اشک می ریختم قلبم را برایش به نظاره گذاشتم

تو چه حالی داشتی؟ تو برایم بگو ؟؟

نوزدهم گذشت و فقط دوشب از بهترین شبهای زندگیت با قی مانده ایا هنوز تاب و توان توبه را داری ؟؟؟ چگونه وسوسه و وزوز شیطان در گوشت ادامه می باید مگر تو توکل و توسل نجوستی؟

همه آمده بودند برای دردو دل برای گرفتن حاجت برای رفع غم های زندگی

من هم یکی از آنهمه بودم آیا مرا نگاه کردی؟؟

پروردگارا تو را خواندم و صدا زدم ایا هنوز با قلب پاره پاره ام جایی برای عبدت داری؟

برچسب: شب نوزدهم ماه رمضان,شب نوزدهم ماه مبارک رمضان,شب نوزدهم ماه عسل,شب نوزدهم ماه عسل 93,شب نوزدهم ماه رمضان 93,اعمال شب نوزدهم ماه مبارک رمضان,شعر شب نوزدهم ماه رمضان,روضه شب نوزدهم ماه رمضان,پیامک شب نوزدهم ماه رمضان,اشعار شب نوزدهم ماه مبارک رمضان, نویسنده: مهتاب میرزایی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 12:03

صفحه بندی