خرید بک لینک
بغض مرا گرفته بود
هندزفری در گوشم
و نجوای عاشقانه غمگین
کنار شیشه تاکسی نشسته بودم و باران میبارید
و صورت شیشه خیس از باران
آهنگ عاشقانه در گوشم زمزمه میشد
چشمانم را بستم و رفتم حرم امیرالمؤمنین حضرت علی ( ع )
انگشتر, عقیق,م را بوسیدم و به یاد تبرک ضریح سلام دادم به حضرت آقا
و دوباره
دوباره بغض بیشتر هوای مرا کرد چون هواییه یار شدم
هواییه مولا صاحبالزمان ( عج )
از اولین امام به آخرین امام
نمیدانم شاید باران مرا اینگونه هوایی کرد تا با دل پرواز کنم به سمت و سویش
اما آرامشی همراه این یاد بود
وقتی دلتنگ میشوم انگشترم را میبوسم
گویی عطر حرمین شرفین بر مشامم میرسد
من این روزها هوای پرواز دارم
پرواز به دیار حق
نمیدانم شاید بالهایم تاب ماندن ندارند
بارالهی چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار


برچسب: نویسنده: مهتاب میرزایی تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 15:48

صفحه بندی