خرید بک لینک
این روزهای من غرق شده در غم و اندوه
حال که متاهل شده ام فصل سخت دیگری از زندگی برویم باز شده
حال موقع تشنج زندگیست و من اولین قهر طولانی را با همسرم می گذرانم
همسری که از خداوند می طلبیدم حال شده بزرگترین درد قلبم
سالها و روزها آرزوی همجوار بودن در کنار مضجع شریف آقا علی ابن موسی الرضا داشتم و حال اینگونه غمگیمن

حال غمگین و دلشکسته با بغضی طولانی به کدام آینده می نگرم آنهم اینگونه ناامید تا مهر طلاق بر روی شناسنامه ام بخورد ؟ امام رضای من ضامن زندگیه شکسته ام شو ...

کاش خداوند در و تخته را با هم جور می کرد که هیچکس در زندگی اینگونه غمگین نشود
خسته و دردمندم بارالههی به یاری ام بیا
هنوز سه ماه نشده که او به زندگی ام وارد شده و حال ایگونه من پریشان و خسته از این زندگی
آخر مگر می شود انتخابم نادرست بوده باشد مگر می شود زند گی م تمام شود
این روزها فکر خودکشی را در سر می پرورانم من دیگر تاب اینت اینهمه درد و جدایی را ندارم
من یک مرده متحرک شده ام قلبم دیگر توان تکه تکه شدن را ندارد من دیگر شقایق تنها و مرده هستم
و وای به حال من که نتوانستم همسری برای خودم داشته باشم که برای خودم باشد نه دیگران
زندگی من رنگ غم دارد ....

برچسب: نویسنده: مهتاب میرزایی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:50

صفحه بندی